(1) چون دعا تمام شد، کاهن با آواز بلند گفت: بایست ای یسوع! زیرا واجب است بر ما که بشناسیم تو کیستی، بهجهت آرام کردن امت ما. (2) یسوع در جواب فرمود: «من یسوع، پسر مریم هستم؛ از نسل داوود بشر میرنده، و از خدای میترسم و میگویم که اکرام و بزرگواری روا نباشد مگر خدای را.» (3) کاهن گفت: در کتاب موسی نوشته شده که زود باشد که خدای ما برای ما مسیا را، که خواهد آمد، میفرستد تا خبر دهد ما را به آنچه خدای میخواهد. او رحمت خدای را برای جهان خواهد آورد. (4) ازاینرو امید دارم از تو که بهراستی بفرمایی، آیا مسیای خدایی است که ما منتظر او هستیم؟ (5) یسوع در جواب فرمود: «آری؛ خدای اینچنین وعده داده است؛ لیکن من او نیستم. بدانید که او پیش از من آفریده شده و بعد از من خواهد آمد.» (6) کاهن گفت: به هر حال ما از سخن تو و آیات تو اعتقاد میکنیم که تو پیغمبر و قدوس خدای هستی. (7) ازاینرو به اسم همة یهودیه و اسرائیل از تو امید دارم تا که محض محبت خدای به ما افاده کنی که به چه کیفیت مسیا خواهد آمد. (8) یسوع در جواب فرمود: «سوگند به هستی خداوندی که در حضور او جانم ایستاده، بهدرستی که من نیستم آن مسیا که همة قبایل زمین انتظار او را دارند؛ چنانکه خدای به پدر ما ابراهیم وعده کرده و فرموده: به نسل تو برکت می دهم همة قبایل زمین را (9) لیکن وقتی که خدای مرا از جهان میگیرد بار دیگر شیطان این فتنة ملعونه را برپا خواهد کرد؛ به اینکه وادار کند ناپرهیزگار را بر اعتقاد ورزیدن به اینکه من خدای و پسر خدایم (10) پس به سبب این سخن تعلیم من ناپاک میشود تا به اینجا که نزدیک میشود سی نفر مؤمن باقی نماند. (11) آن هنگام خدای بر جهان رحم میفرماید و پیغمبر خود را، که همة چیزها را برای او آفریده است فرو میفرستد. (12) او کسی است که بهقوت از جنوب خواهد آمد و بتان و بتپرستان را هلاک خواهد نمود. (13) او تسلط شیطان را بر بشر زایل خواهد فرمود. (14) او با رحمت خدای، برای خلاصی آنانکه به او ایمان آوردهاند خواهد آمد. (15) پس بدانید کسی که به سخن او ایمان بیاورد رستگار خواهد شد.»