من از تو بهترم برادرم میگوید: «من از تو بهترم». او همیشه همین را میگوید: «همیشه»؛چون او یک پسر است و فکر میکند از من قویتر، شجاعتر و بهتر است؛ امّا اشتباه میکند. برادرم میگوید: من میتوانم سوت بزنم. میگویم: «من هم میتوانم.» ما آنقدر سر و صدا راه میاندازیم که مادر، ما را از خانه بیرون میکند... دعوای بین خواهرها و برادرها همیشه شیرین است؛ جنگ و نزاعی که همیشه پس از دقایق و لحظاتی به خوبی و خوشی به پایان میرسد. این کتاب ترجمة خانم مهشید مجتهدزاده برای گروه سنی «ب» در دست چاپ است.