اگر بتوان همة احوال و آثار مولانا جلالالدین رومی را در یک واژه خلاصه کرد آن واژه بیشک «عشق» است. عشق از نظر مولانا قدیم است و از روز ازل به کار بوده است. عهد عاشقی مربوط به الست است. مولانا عشق را زاییده هستی نمیپندارد بلکه هستی را زادة عشق میداند و نهتنها انسان که همة اجزا و عناصر هستی را عاشق میداند. افلاک و خورشید و ماه و آب و باد و خاک و آتش و...، همه و همه بر مدار عاشقی برقرارند. از 40326 بیت دیوان کبیر مولانا، در 4603 بیت واژة عشق یا واژههای مرتبط به آن نظیر عاشق، عاشقی، معشوق، عاشقانه و... به چشم میخورد و این صرفاً ابیاتی است که واژة عشق یا ترکیبات آن به تصریح در آنها ذکر شده است.